به نام خداوند ایران زمین
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن7
بازدید300+
بنام خداوند ایران زمین خداوند خاک غرور افرین خدایی که ما را دو گوهر سپرد دو جانان از جان فراتر سپرد همای سعادت که بر بام ماست بلندای ایران و اسلام ماست مرا آتش عشق در جان گرفت که حب الوطن رنگ ایمان گرفت دلی که پر از مهر این کشور است ستایشگر حضرت حیدر است به جان مهر این خاک اندوختم به تاریخ ایران نظر دوختم ز فردوسی آن مرد بالا گوهر ندیدم کسی را وطن دوستتر چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و علی گیر جای درست این سخن گفته پیغمبر است که من شهر علمم علی هم در است بر این زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم کیم من که مدح علی سر دهم به سوی نجف جان و دل پَر دهم منم ریگ سرگشتهی راه او بزرگان عالم هواخواه او امیر سخن، سعدی نیک مرد امیر جهان را چنین مدح کرد کس را چه زور و زر که وصف علی کند جبار در مناقب او گفته هل اتی فردا که هر کسی به شفیع زننده است ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی هلا گوش بسپار این راز را معطر ببین خاک شیراز را کلامی که در جان و دل نافذ است دم شهریار سخن حافظ لست ره در و گوهر، برتر از هر دُر است کلامی که از مهر قرآن پر است دل خسته را سیقلی میکند بلی خواجه مدح علی میکند مردی ز کنَندهی در خیبر پرس اسرار کرم ز خواجهی قنبر پرس گر طالب فیض حق به صدقی حافظ سرچشمهی آن ز ساقی کوثر پرس حافظ اگر قدم زنی، در ره خاندان به صدق بدرقهی رهت شود، همت شهنهی نجف به شوق علی جان به کف میرویم پس از مرگ سوی نجف میرویم ز نیزبشنو حرفی که در جان ماست علی دوستی اصل ایمان ماست دل قطره را وصل دریا کند اگر مولوی مدح مولا کند تا صورت و پیوند جهان بود علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و مرم و جود علی بود هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن هم عابد و هم معبد و معبود علی بود آن قلعه و شاهی که در قلعهی خیبر بر کند به یک خربه و بگشود علی بود ابن کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود علی یا علی...