به مقدار کف دست آب خوردم
ابوذر روحیپسندیدن10
بازدید2.1K
به مقدار کف دست آب خوردم علی بیا از نیزه پایین شیر دارم دنیا سَرِت بلا آوُرد این زندگی مادر نشد تو این دنیا به من بگی مادر خیلی دلم خونه از غصّه لبریزه از پَر قنداقهات خونابه میریزه رو دستای بابا سیراب شدی مادر رو نیزهها رفتی بد خواب شدی مادر لالا لالا لالا، لالا گل پونه سر علیِ من از نِی آویزونه یکی دو قطره شیر بهت بدهکارم تو رفتی اما من کنار گهوارهام شده جلو لشکر حسینِ من تحقیر آخه رو دستش گرفتنت از شیر دستای خالیمو وقتی تکون میدم حس میکنم پیش گهواره خوابیدم دلم میخواد واست قصّه بگم حالا بخواب روی شونهام لالا گلم لالا تو خواب که خندیدی دل از همه بردی دیدم سه تا دندون با هم درآوردی خواستم تو رو با شیر ساکت کنم مادر چطور با این دستام خاکت کنم مادر؟ خودت رو میذاشتی ای کاش به جای من حرمله میخنده به گریههای من شریکتم من تو هر خوشی یا تو هر مصیبت رباب فدات شه علیمو کشتند، سرت سلامت گُلم به پات شده فدا، الهی شُکر منم شدم صاحبعزا، الهی شُکر هزار تا اصغر هم بِره که چیزی نیست خودت که سالمی آقا، الهی شُکر گریههاتو نبینم ای امیرم سر به زیری دلم میخواد بمیرم تو آروم باش تا من آروم بگیرم یه شعبه از تیر به بازوی تو دیدم که خورده برای تدفین کمک بخواهی رباب نمرده جنازهاش رو بده به من آقا جونم بشین و قبرشو بکَن آقا جونم میخوام همه نگاش کنند که میخنده بقیه رو صدا بزن یه چشم اصغر یه چشم به لشکر آروم نداری خودم میدونم چرا میخوای زود تو خاک بذاری اگه بره سر شما رو نیزه اینم باید بیاد بالا رو نیزه **** آرزوهایی که داشتم بعد تو نقش بر آب شد کوه رویاهای من از بعد رفتنت خراب شد جای شُکرش باقیه با اینکه از غمت میسوزم زیر سایهاتم چقدر خوبه کنارمی هنوزم دیگه دنیا بدون تو به ما نمیسازه هنوز میبینمت چشمات بازه برا تو میخونم لالایی به اِصرار عمّه منم یه خورده آب خوردم ببین برای تو هم آوردم ولی تو روی نیزههایی من این پایین تو اون بالا علی بالام، علی لالا قول میدم اگه ورق برگرده و علی نَمیره جوری لالایی بخونم حرمله گریهاش بگیره گل یاسم، بگو کی از شاخه تو رو چیده سرت هنوز هم بوی شیر میده الهی من برات بمیرم تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزهدارایی، الهی من برات بمیرم تو این عالم به تازه عروسِ پسرمُرده همش از این و اون کتک خورده کی آخه انقدر میخنده؟ همش میگم الهی چشم حرمله کور شه بگو که از مَحمِل من دور شه یا اینکه چشماشو ببنده من این پایین تو اون بالا علی بالام، علی لالا عرق پیشونیت از شرمه حسین خون بچهمون هنوز گرمه حسین خاکو آروم روی تنش بریز آخه استخونِ ششماهه نرمه حسین الهی براش بمیره مادرش جای دستم خاک اومد زیر سرش نگاه کن که زیر صورتش هنوز مونده جای بوسههای خواهرش منو مادر علی حساب نکن من فقط با تو همآشیون بودم مادرش زینبه و باباش تویی این وسط منم کنیز تو بودم واسه آب رو زدی و نه شنیدی کاش خدا آبروشونو بِبَره الهی هر موقع که تشنه میشن آب خوش از گلوشون پایین نَره نه توانایی گفتگو داره نه قَدی اندازه عمو داره به تیر سهشعبه احتیاج نبود مگه شیرخواره چقدر گلو داره؟