به لب آمد جان زینب
حنیف طاهریپسندیدن5
بازدید2.9K
به لب آمد جان زينب ناله شد مهمان زينب نگاهي فرما يا الله به دل نالان زينب پريشان زينب جان زينب خداوندا زينب تن عريان بيند برادر را بي سر لب عطشان بيند بين اين دشت داغ اين جوانان بيند نزول اجلالش روي زانوي عباس حيدر گرفته در دستان خود دو دست زينب را اكبر پريشان زينب جان زينب *** نگاه حسرت دارد او به قد و بالاي سقا گرفته دور عمه را علي اكبر ليلا پريشان زينب جان زينب امان از آن لحظه كه ندارد محرم روي دوشش دارد كوله باري از غم بين آن وانفسا او ندارد همدم نور منور يا زينب عشق مطهر يا زينب دشمن شكست از صبر تو نائبة الحيدر زينب پريشان زينب جان زينب ***