به شکر آن تو که هستی مرا امام حسن
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن5
بازدید7.5K
به شکر آن که تو هستی مرا امام، حسن نشستهام بنویسم که اَلسَّلام، حسن چگونه واژه به اوصافت اختیار کنم کمال حُسن تو آقا کجا کلام، حسن کجا به درک مقام تو پی برند اوهام؟ به مدح تو چه بگویم در این مقام، حسن مرا به نام گدای حسن صدا کردند به انتصاب شما دیدم احترام، حسن به جای جور و جفایی که دیدی از یاران بخوان تو ایل و تَبارِ مرا غلام، حسن به لطف مقدم تو ماه حقّ، فضیلت یافت که جلوهی دگری داد بر صیام، حسن زِ جور همسر ملعونه، ای ولیّ خدا تو را نشد که شود زندگی به کام، حسن میان کوچهی غم، بس که روضه جانسوز است نیافت زخم غمت یکدم التیام، حسن غُبارِ قبر تو داروی درد مسکین است که مانده در هوس عطر آن مشام، حسن