به سر دارم غم نیست که بر دار توام
مهدی اکبریپسندیدن8
بازدید3.2K
به سر دارم غم نیز که بر دار توام کشتهی عشق توام عاشق و بیمار توام تو مسیحای دل خستهی هر غمزدهای (من اسیر تو و آن نرگس خَمّار توام) ۲ (دل به تو داده همه، یوسف زهرا و علی) ۲ شکر گویم که چنین مست و گرفتار توام سنگ بر شیشهی احساس من از بام زدند (جرمم این است در این شهر طرفدار توام) ۲ حسین غریب یا مظلوم... (گیرم این قوم سر از پیکر تو سازد جدا) ۲ (به فدای سر تو، باز خریدار توام) ۲ (علم عشق تو، نگذاشتم افتد به زمین) ۲ (من غلامی، ز غلامان علمدار توام) ۲ (گریهام بحر خودم نیست، ز بیداریه توست) ۲ (اختیاری نبُوَد) ۲ گریه که غمخوار توام (باز تکرار کنم) ۲ تا همه دانند حسین (بر سر دارم و غم نیز که بر دار توام) ۲ حسین غریب یا مظلوم...