به زخمهایت سلام به دردهایت درود
حنیف طاهریپسندیدن39
بازدید1.7K
(به زخمهایت سلام، به دردهایت درود به آیههای سپید، به شعرهای کبود) ۲ اِی کَتیبهی اندوه، اِی حماسهی مَجروح بَر تو که شبِ قدری، تَنَزَّلُ المَلائِکة وَالرّوح (صدّیقَةُ الشَّهیده، شیواترین قصیده نوری و هیچ چشمی، قبرِ تو را ندیده) ۲ اَغیثینا، اَغیثینا، اَغیثینا، یافاطمةُ الزهرا... (تو فکرِ ما بودهای، فدای احساس تو روزیِ ما میرسد، ز چرخِ دَستاسِ تو) ۲ اِی قنوتِ شکسته، اِی تَبَسُّمِ خسته ما زِ فهمِ تو عاجز تو کیستی که علی بهتو دلبسته اُستورهی صبوری، در اِنتهای نوری تو رازِ مانده پنهان، در قصّهی ظهوری صدّیقَةُ الشَّهیده، شیواترین قصیده نوری و هیچ چشمی، قبرِ تو را ندیده اَغیثینا، اَغیثینا، اَغیثینا، یافاطمةُ الزهرا...