به زانو میرسم پیشت نفس دیگر نمیآید
سیدرضا نریمانیپسندیدن17
بازدید3.4K
به زانو میرسم پیشت، نفس دیگر نمیآید خودت را بر عبایم ریز از من بر نمیآید تو را گم کردهام، این راه را، حتی رکابم را علی، بابای تو بودن دیگر به من نمیآید جوانم دست و پا میزد جوانهاشان مرا دیدند چه کردند این مسلمانها که از کافر نمیآید تو را روی عبایم با مصیبت جمع کردم وای علیِاکبرم یارب به این اکبر نمیآید (وای حسین )تکرار