تصویر حسین سیب سرخی - به روی خاک جگر ریخته و یا پسرم

به روی خاک جگر ریخته و یا پسرم

[ حسین سیب سرخی ]
به روی خاک جگر ریخته و یا پسرم
به روی خاک پسر ریخته و یا جگرم

بلند می‌شوم و باز می‌خورم به زمین
بلند می‌شوم و می‌خورد زمین کمرم

هزار بار بمیری ولی نبینی که
به رویِ دست جوانِ تو دست و پا بزند

شکستن کمرت سخت و سخت‌تر اینکه
جوان تو نتواند تو را صدا بزند

تو را همین که زدم بوسه‌ای پشیمانم
که کاش بوسه بر این نیمه جان نمی‌دادم

بغل گرفتم و دیدم به خاک می‌ریزی
ببخش کاش تنت را تکان نمی‌دادم

نشسته مادرم و می‌زند به پهلویَش
زدند نیزه که حرف مدینه را نزنند

خدا بخیر کند خواهرانِ تو جمع‌اند
خدا کند که پس از تو سکینه را نزنند

یکی به سینه ی خود می زنم یکی به سرم
یکی یکی زِ تنت نیزه می‌کشم بیرون

ببین که مادرم اینجاست تا نفس بکشی
ببین که از دهنت نیزه می‌کشم بیرون

***
می كِشم خویش را به روی زمین

گـاه بـر سیـنـه گاه بـر زانـو
ای عصـای شكستـه بعـد از تـو

كـمكـم كـرده بیـشتـر، زانـو
چنـدمـیـن بـار می شود یـادِ

شـبِ دامــادی تــو افـتـادم
فـرصتی بـود و بعدِ عـمری شرم

بـر جـمـالِ تـو بـوسه می دادم
حیـف دیـگر نـمـی شود بـوسید

از لبـانی كه چـاك خـورده علی 
وای بـر مـن چـرا مـحـاسـنِ تو؟

ایـنقـدر روی خـاك خـورده علی
گـفتـه بـودی زمـانِ پـیـری مـا

آب هـم در دلـم تـكـان نـخـورد
تـا تـو هستـی و تـا عمویـت هست

بـاد حتـی به دخـتـران نـخـورد 
خـواستـم روی پـای خـود خیـزم

بـاز هـم بـا سـرم زمـیـن خوردم
كــمــرم را بــگـیـر مـانـنـدِ 

چــادرِ مــادرم زمـیـن خـوردم
زِرِه و خـود و زیـن و تـیـغـت را

زیـرِ پـای سـپـاه مـی بـیـنـم
چقـدر چهره ات عـوض شده است

نـكـنـد اشـتـبـاه مـی بیـنم
هـمـه تقصیرِ تـوست سمتِ حـرم

كِـل كِشیدنـد، بـعد خنـدیدنـد
بـعـدِ پـنجـاه و چنـد سال اینجا

عـاقبـت قـدِّ عـمـه را دیـدنـد
زحـمـتِ مـجـتـبی و بـابـایت

رفـتـه بـر بـاد غصه ام كـم كـن
پـیـشِ ایـن چشم های نـا مَحـرم

مـعجـرِ عمه را تـو مـحكـم كـن
كاش مـی شد سَرت یكی مـی گفت

زیـرِ ایـن ضربه هـا كَـمَش نكنیـد
آه ای نـیـزه هـا مـیـانِ حــرم

خـواهـرش هست دَرهَـمش نكنیـد
تـبـر از شــالِ خـود در آوردنـد

هـمـه انـگـار كـه سـر آوردنـد
چـقـدر تـیـغ را فــرو كـردنـد

چـقـدر تــیــغ را در آوردنــد
تـرسشـان بـود عمـو صـدا بـزنی

زود رفـتـنـد و لـشكـر آوردنـد
چكـمـه هـا تـا صدای تـو بِبُـرند

چـه بـلائـی بـه حنـجرآوردنـد
دهـنـت را بـه زور پُـر كـردنـد

نــیــزه را آخـرِ سـر آوردنـد
حـال بـر عـمّـه ی تـو می خندند

گـریـه هــای مــرا در آوردنـد
هـر بـلائی كـه بـر سـر آوردنـد

روی دامـ ــانِ مــادر آوردنــد
***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد