به خیمه میشنیدم این که میگفتی غریبم من
حاج علی کرمیپسندیدن32
بازدید4.5K
به خیمه میشنیدم این که میگفتی غریبم من دلم میسوخت دیدم کاری از دختر نمیآید پس این خرابه ای که تو گفتی بگو کجاست این دخترت امان مرا هم بُریده است دیگر برای دختر تو پا نمانده است از بس به روی خار مغیلان دویده است صد جا ز معرض خطر او را رهانده ام تا نیمه جان او به خرابه کشانده ام هر شب گرسنه خفت ولی سیر گریه کرد از بهر خواب رفتن او قصّه خوانده ام سکّهی صبر را خدا نقش زده به نام تو زنده کنار قتلِگه به صبر تو امام تو تو در قیام کربلا قیامت آفریده ای تو با دم پیمبری شهامت آفریده ای علیمه ای که از ازل نداشته معلّمه فهیمه ای که کس بر او نیافته مفهّمه جلوه گر از وجود او تمام شأن فاطمه دعای او ز محکمی چو آیههای محکمه دعای اهل آسمان خطابههای او همه بوسه زند به پای او مدینهی مکرّمه چه در سفر، چه در حذر، چه در میان قافله قضا نشد ز حضرتش شبی نماز نافله تو در میان سلسله گره گشای عالَمی تو با گلوی خشک خود حیات بخش آدمی تو عصمت مصوّری، تو غیرت مجسّمی تو یک کتاب وحی خون، تو یک کلام محکمی تو در دل خرابهها چراغ عرش اعظمی نه ساره ای، نه هاجری، نه آسیه، نه مریمی تو زینبی، تو زنیبی، تو زینبی، تو زینبی ***** ما را عقیله دور و برت جمع کرده است دخت علیست علّت این انسجام ما مثل حبیب عشق تو را جار میزنیم نامت شنیده میشود پشت بام ما گفتی به جُون خویش که آزادی و برو او گفت زندگی پس از تو حرام ما ***** وفا کنیم و ملامت کنیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن ***** بگدار بخندند به این زار زدنها میارزد اگر زینب کبری بپسندد ***** شامیان من داغدارم هلهله کمتر کنید خارجی نه زادهی پیغمبرم باور کنید ***** روضه خوانها از بیان روضههایش جا زدند بر در دروازهی ساعات زینب را زدند ***** کاش میشد نام ما را هم ینویسند به دفتر زینب جان و مالم چه ارزشی دارد همه اش نذر معجر زینب