بهخدا بعد عروج تو پَرم مىسوزد
حاج سعید حدادیانپسندیدن4
بازدید2.9K
بهخدا بعد عروج تو پَرم مىسوزد مادر من، تو نباشى، جگرم مىسوزد امنیت داشتن ما همه از یمن تو بود خانه با رفتن تو در نظرم مىسوزد چه کنم با غم فقدان تو چون میدانم بی تو قلب من و قلب پدرم مىسوزد خواستی تا که عبایش کفنت باشد و آه این خبر را به پیمبر ببَرم مىسوزد همه دارایی تو خرج در اسلام شده پای بخشندگیات دست کرم مىسوزد میروی نیستی آن روز ببینی که چطور سرم آن لحظه که در پشت درم، مىسوزد شعله آنقدر زیاد است در آن هنگامه از نفسهای پُر آهم پسرم مىسوزد