نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

به جوش آمده خونم از این ستم مادر مادر مرا فقط بسپارید به روی دست پدر مرا خلاص بکن از درون گهواره لباس رزم بده تا شوم علی اکبر به گریههام صدا میزنم بِنفسی اَنت که در دفاع حرم، بیبهاست این حنجر چونان کنم که به گَردَم مبارزی نرسد گمان کنند همه زاده شد دوباره قمر کَلیم میشوم و دوباره دست میبرم به عصا خلیل میشوم و دست میبرم به تبر به نام نامیِ پروردگارِ نام علی آهای بی سرو پاها منم علی اصغر به نام من شده مجذوب میثم تمار به نام من زده شمشیر مالک اشتر به نام من شده سلمان فارسی علیِ عالیِ اعلاست جدّ من حیدر به دست کوچک من ذره نور میگیرد و ماه میشود و میرود به بالاتر منم که از نفسم زندهاند عیساها منم کسی که فلج شفا میدهد به نظر به حرمله برسانید حیدر آمده است اگر ندیده ببیند علیست کَیفَ بَشَر به روی دست حسینم چنان که روز غدیر نشسته دست علی روی دست پیغمبر بیار تیر و مرا بیسرِ حسینم کن که در طریقتِ ما قیمتی ندارد سر ***** به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبهشکن میرسد چه چاره کنم سخن درست بگویم نمیتوانم دید که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم
هنوز نظری ثبت نشده