نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج مهدی سماواتی - امشب به جهان آمده پيغمبر ديگر؟

امشب به جهان آمده پيغمبر ديگر؟

[ حاج مهدی سماواتی ]
امشب به جهان آمده پيغمبر ديگر؟
يا کعبه گرفته است به بر حيدر ديگر؟

يا از حسنين است عيان منظر ديگر؟
دارد به سر دست رضا کوثر ديگر

بشري که دل آل محمد، همه شاد است
اين مژده بگویید، که ميلاد جواد است

ای بحر تجلّي گهرت باد مبارک
ای شاخه‌ی طوبي ثمرت باد مبارک

ای شمس ولايت قمرت باد مبارک
ميلاد گرامي پسرت باد مبارک

اين قبله‌ي ارباب مراد است، مراد است
الحق که جواد است، جواد است جواد است

با ماه بگوييد، چراغ سحر است اين
با مهر بگوييد، که از مهر سر است‌ اين

طفلش نتوان گفت که خيرالبشر است اين
جانم به فدايش، پسر است اين پسر است اين

ما را به پسر بودن او فخر از آن است
کو بعد پدر رهبر خلق دو جهان است

اين است کز آغاز خداوند ستودش
اين است که بگشود نبی لب، به درودش

اين است که افتاد کرامت به سجودش
اين است که جود آمده مرهون وجودش

جوشد ز کفش لطف و عنايات خدايي
آرند به سويش همگان دست گدايي


سر تا به قدم حُسن خداوند جليلش
مرآت جمال نبوي روي جميلش

زوار حرم آدم و نوح است و خليلش
مأمون شده در اوج شهي عبد ذليلش

اين است که در محضر او زاده‌ي «اکثم»
آورد چو يک کودک ناخوانده الف، کم

اين است همان مخزن اسرار الهي
وابسته به علم ازل نامتناهي

بي‌ پرتو او علم سياهي است، سياهي
دارد خبر از ابر و هوا و يم و ماهي

کز معجزه‌اش هوش پريد از سر مأمون
گويي که جدا روح شد از پيکر مأمون

اي از ازلت نام دل ‌آراي محمد
وی آينه‌ی طلعت زيبای محمد

سر تا به قدوم تو سراپای محمد
بوسيده پدر روی تو را جای محمد

از جود تو يا فضل تو يا علم تو گويم؟
وز خُلق تو يا خوي تو يا حلم تو گويم؟

با اين همه اوصاف خدايي ز خدايت
در حيرتم آخر چه بگويم به ثنايت

گوهر چه بوَد تا که بريزند به پايت؟
فرمود پدر: ای پدرم باد فدايت

تو مصحف زهرايي و قرآن رضايی
تو روح رضا قلب رضا جان رضايی

فردوس بَرد سجده به خاک قدم تو
رضوان شده پيوسته گداي کرم تو

هنگام عطا ظرف وجود است کم تو
حجّ حرم الله، طواف حرم تو

از ما همه دريوزگي و عجز و گدايي
از تو همه لطف و کرم و عقده گشايي

بگذار که سرگرم هياهوي تو باشم
تا جان به لبم هست ثنا گوي تو باشم

باشد که فقط تشنه لب جوي تو باشم
مولا کرمی کن که سگ کوی تو باشم

آن روز که خلقت همه دامان تو گيرند
زنجير مرا دست غلامان تو گيرند

تو دست عطا و کرم و لطف خدايي
تو در دو جهان از همگان عقده گشايي

تو حج و تو ميقات و تو مروه تو صفايي
(ما جمله گدا و تو جواد ابن الرضايي)۲

جود و کرم از توست تضرع صفت ماست
و الله گدايي درت سلطنت ماست
*******
خانه‌ی وحی شده جنت اعلا امشب
کرده مه در کف خورشید تجلا امشب

از زمین یک‌سره بر عرش معلا امشب
این بوَد ذکر خوش اهل تولی امشب

که رباب امشب، قرص قمری آورده
پدر پیر خرد را پسری آورده

غم گنه، خنده ثواب است ثواب است امروز
بخت اندوه بخواب است بخواب است امروز
در گُل دیده گلاب است امروز
غرق در وجد رباب است رباب است امروز

روح از شادی و از شوق نگنجد به تنش
بوسه گیرد ز لب اصغر شیرین دهنش

اهل دل جلوه‌ی جان از نظرش بستانید
داروی درد خود از خاک درش بستانید

بوسه از روی ز مه خوب‌ترش بستانید
عیدی از فاطمه و از پدرش بستانید

عالم از وجد و صفا جنت دیگر آمد
گل بیارید که امروز علی اصغر آمد

مهد او کعبه و چشم همگان زمزم اوست
زندگی بخش دو صد عیسی مریم دم اوست

ماه من مدح و ثنای همه عالم کم اوست
آشنای دل خوبان دو عالم غم اوست

گر به لب خنده و گر اشک فشانی دارد
با حسین بن علی راز نهانی دارد

عطر گل از نفس او به چمن می‌آید
بوی خون از دهنش جای لبن می‌آید

گه پدر را زدمش روح به تن می‌آید
گاه لب بسته و چشمش به سخن می‌آید

بر لبش جام بلا خوب‌تر از شیر آید
نگران است که کی حرمله با تیر آید

مفتخر می‌کند این طفل بنی الزّهرا را
نه بنی الزّهرا بلکه همه‌ی دنیا را

می‌برد خنده‌اش از شوق دل بابا را
آورد یاد پدر قصّه‌ی عاشورا را

آیه‌ی عشق به خال و خط و رویش پیداست
مرگ خونین ز سپیدی گلویش پیداست

ماه رخسار نکوتر ز مهش را نگرید
بر رخ یوسف زهرا نگهش را نگرید

شرف قرب وی و بُعد رهش را نگرید
به سر دوش پدر قتلگش را نگرید

طفل را دامن مادر همه دم جا باشد
او زند بال که بر شانه‌ی بابا باشد

گُل رخساره‌ی او لاله علیّین است
بند قنداقه او طُره حورالعین است

پدرش بوسه زند بر لب و ذکرش این است:
«دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است»

خاندان نبوی دست به دستش دادند
بوسه‌ها بود که بر نرگس مستش دادند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل