به بهار گفتم ثمرت مبارک
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن23
بازدید5.9K
به بهار گفتم، ثمرت مبارک به بهشت گفتم، شَجَرَت مبارک به سپهر گفتم، قمرت مبارک به وصال گفتم، سحرت مبارک به وجود گفتم، گوهرت مبارک به شکیب گفتم، ظفرت مبارک به کَلیم گفتم، شبِ احمد آمد به مسیح گفتم، که محمّد آمد چه خوش است امشب، شبِ عِیش و نوشم چو مَلَک زِ گَردون، گُذَرَد سروشم چو شرابِ کوثر، زِ درون بجوشم به وصالِ ساقی، زِ شَعَف بکوشم من و های و هوی و دو لبِ خموشم که هَماره جانم دَهَد و سِتاند زِ نبی بگوید، زِ علی بخواند ز خدا بُوَد پُر، همه جایِ مکه شده غرق عالَم، به فضایِ مکه زده پَر وجودم، به هوایِ مکه به زمینِ مکه، به سَمایِ مکه به مقامِ کعبه، به صفایِ مکه به رسولِ اکرم، به خدایِ مکه به شکوهِ کعبه، به جلالِ احمد که خداست پیدا، به جمالِ احمد نفسش روایت، سخنش دِرایت هدفش نبوت، کَنَفَش ولایت جَلَواتِ رویش، همه را هدایت اثراتِ دستش، همهجا عنایت منم و عطایش، دو خجسته آیت نَه در آن حد و نَه بر این نهایت به خدا، به قرآن، به رسول و آلش که بس است فردا نِگَهِ بلالش به خداست عبد و به دلش خدایی به ثناست بسته دهنِ سنایی همه خُسرُوان را، به دَرَش گدایی همه دلبران، در قَدَمَش فدایی قد و قامتش را، همه کِبریایی دَمَد از وجودم، دَمِ نارسایی نتوان ثنایش، به زبان بیارم نتوان قلم را، به زمین گذارم به تمامِ قرآن، به رسولِ داور به جلالِ زهرا، به مقامِ حیدر به صَفا، به مَروه، به مِنا، به مَشعَر به دو دُختِ زهرا، به شُبِیر و شَبَر به مقامِ سلمان، به قیامِ بوذر به کمالِ میثم، به خُلوصِ قنبر که خدا ندارد، بشری چو احمد که بشر ندارد، پدری چو احمد هِله ای دو عالَم، همه دَم به کامت زِ فلک گذشته، اثرِ کلامت تو بگو که گویم، سخن از مقامت تو بخوان که عالَم، شِنَوَد پیامت زِ بشر درودت، زِ خدا سلامت همهجا قیامت، شده با قیامت چه شود بخوانی، به نوایِ دیگر چه شود برآیی، زِ حَرایِ دیگر که پیمبر هستی، به همه زمانها تو خدایگانی، به خدایگانها کمی از زمینت، همه آسمانها به کَفَت زِمامِ همه کهکشانها قَدَمَت فرازِ قُلَلِ جهانها کلماتِ نورت، همه نقشِ جانها تو زَعیم بودی، همه انبیا را تو پیمبر هستی، همه انبیا را تو رسول بودی، که نبود عالَم تو امام بودی و نبود آدم به همه مؤخر، زِ همه مقدم تو نبیِ اعظم، تو رسولِ اکرم تو دلیل بودی، به کَلیم در یَم تو مسیح بودی، به مسیح در دَم تو خدا جلالی، تو خداپرستی تو همیشه بودی، تو هَماره هستی تو رسولِ حق تا، صفِ محشر هستی تو پیمبران را، همه رهبر هستی تو مطهر هستی، تو مطهر هستی تو فروتن هستی، تو فراتر هستی تو امامِ حیدر، تو پیمبر هستی تو زِ انبیا هم، همگی سَر هستی نِگَهی به میثم، که رَهِ تو پویَد همه از تو خواند، همه از تو گوید