بهترین بنده ی خدا زینب
حسین سیب سرخیپسندیدن3
بازدید1.6K
بهترین بندهی خدا، زینب هَل اَتیٰ زینب، إِنَّما زینب ریشهی صبر انبیا، زینب زینبا، زینبا و یا زینب بانی روضههای غم، زینب تا ابد مبتلای غم، زینب گفت ای مصطفای عاشورا ای فدای تو زینب کبریٰ تو علی هستی و منم زهرا پس فدای تمام پهلوها سر خواهر فدای این سر تو همهی ما فدای اکبر تو گفت: ای شاهِ ما، اجازه بده حضرت کربلا اجازه بده جان این بچهها اجازه بده جان زهرا بیا اجازه بده قبل از آنکه سر تو را بِبُرَند این سر خواهر تو را بِبُرَند من هوای تو را به سر دارم به هوای تو بال و پر دارم از غریبی تو خبر دارم دو پسر نه، دوتا سپر دارم زحمتم را بیا به باد مده اشتیاق مرا به باد مده در دل خیمه خستهاند این دو سر راهت نشستهاند این دو دل به لطف تو بستهاند این دو با بزرگان نشستهاند این دو این دو با یار تو بزرگ شدهاند با علمدار تو بزرگ شدهاند در کَرَم سائلی به دست آور زین دوتا حاصلی به دست آور دل شکستن هنر نمیباشد نظرت هم اگر نمیباشد مو پریشان مکن مرا جانا باز طوفان مکن مرا جانا ورنَه نیزه به دست میگیرم جانِ هرآنچه هست میگیرم وای اگر حنجرت شکسته شود پیش من پیکرت شکسته شود خدا کُنَد که بگیرند چشم زینب را که تیغ تیز نبیند به رویِ حنجرتان میانِ قافلهی نیزهدارها فردا خدا کُنَد که نخندد کسی به مادرتان حسین دلم رو بردی منو تو آخر حرم نبردی