بنویسید مرا یار حسین
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید1.9K
بنویسید مرا یار حسین كشته و مرده ی دیدار حسین اولین بی سر بازار حسین مسلم كوفه علم دار حسین او دلش خواست سفیرش باشم من دلم خواست اسیرش باشم تكه تكه بدنم گفت نیا پاره ی پیرهنم گفت نیا به سر میخ تنم گفت نیا خاك و خون دهنم گفت نیا كاروانت نشود سرگردان به مدینه همه را برگردان ترسم از گم شدن دخترهاست ترسم از سوختن معجرهاست ترسم از وا شدن زیورهاست ترسم از غارت انگشترهاست حرمله نقشه كشیده ست حسین دو سه تا تیر خریده ست حسین شرر ای كاش به جانت نزنند نیزه ها سر به دهانت نزنند كوفیان زخم زبانت نزنند وای سیلی به زنانت نزنند پیش زینب بدنت را نكِشند گرگ ها پیرُهنت را نكِشند