بنویسید مرا یار ابی عبدالله
سیدمهدی میردامادپسندیدن7
بازدید7.5K
بنویسید مرا یار ابی عبدالله اولین بنده دربار اباعبدالله منتظر مانده دیدار ابی عبدالله من كجا و سر بازار ابا عبدالله تا خدا هست خریدار ابا عبدالله عاشق آنست كه بیدار كند یارش را بارها جان بدهد دید اگر یارش را باز آماده كن جان دگر بارش را فاطمه پیش خدا پیش بَرَد كارش را هر كه افتاد پیِ كار ابا عبدالله مانده از جلوه بالای تو حیران مسلم جان خود ریخته پای تو به یك آن، مسلم عید قربان شهان هست فراوان مسلم من به قربان تو، نه، جان هزاران مسلم تازه قربان علمدار اباعبدالله قبل از آنی كه بیاید خبرم را ببرید زیر پایش موژه ی چشم ترم را ببرید محضرش دست به دست این جگرم را ببرید گر سرم را و سر دو پسرم را ببرید باز هستیم بدهكار اباعبدالله وقت هجران به گریبان چه نیازی دارم به دل بی سر و سامان چه نیازی دارم به لب پاره به دندان چه نیازی دارم به سر شانه ی اینان چه نیازی دارم تا سرم هست به دیوار اباعبدالله