من آن بندهی رو سیاه تو هستم
محمدحسین پویانفرپسندیدن10
بازدید27.1K
من آن بندهی رو سیاه تو هستم که از جام لا تقنطوای تو مستم ببین بر درت گردن کج نشستم اللهی، تو آنی که هستی، من اینم که هستم شمع خموش مارا، از خانه بردند (تابوت مادرم را، شبانه بردند)۲ (ای لالهی پر پر، مظلوم مادر)۲ مدینه در نوای امالیجیب است مادر که رفته بابا، دیگر غریب است عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری، آسیاب کردنت