بنازم لطف بنده پرورت را
حاج منصور ارضیپسندیدن13
بازدید10.6K
بنازم لطف بنده پرورت را به آقایی رساندی نوکرت را نگفتم تشنهام امّا به کامم چشاندی جرعه جرعه ساغرت را گنه کردم، نیاوردی به رویم و گفتی پاک کن چشم ترَت را زمین خوردم بلندم کردی و بعد به من گفتی که بالا کن سرت را عجب پروردگار مهربانی بنازم لطف بخشش محورت را کمیلت را مناجاتم نمودی دوباره درک کردم محضرت را مرا با قطره اشکی پاک کردی بنازم جود حیرت آورت را مرا بخشیدی و تازه پس از آن عطا کردی عطای دیگرت را علی را واسطه کردم خدایا به امّیدی که بگشایی درت را چگونه شاکرت باشم که دادی به این آلوده حبّ حیدرت را گدایم باز هم حین رکوعت به سائل میدهی انگشترت را