بمیرم که امشب آقام حضرت صادق حتی یه زائر نداره
جواد مقدمپسندیدن65
بازدید10.7K
بمیرم که امشب آقام حضرت صادق حتی یه زائر نداره فقط مهدیِ فاطمه این شبا تو بقیع از چشاش غم میباره با گریههاش میخونه یا جدّاه بمیرم برات کشیدن سجّاده از زیر پاهات زدنت زمین جلو چشم بچههات دوباره دری سوخت دوباره پیکری سوخت تا که افتادی زمین آقا مادرت خمید گفتی آه مادرم، با اشک گفتی نزنید ولی آقا کتک خورده همسرِ بیگناه تو؟ بمیرم آقاجون واسه مادرِ پا به ماهِ تو غریب آقام، ای غریب آقام... چشماتو ببند و خیال کن که امشب تو ایوون طلای بقیعی تصور کن انگار که داری میشینی تو یک صحن زیبا و وسیعی قدم قدم تو خیالت داری میری حرم حرم امام حسن قربونش برم داری وارد میشی از بابُ الکرم با چشم بارونی پایینِ پا میخونی سلام آقای کرم، سلام قربونت برم سلام زندگیِ من، امام حسنجانِ خودم ولی تا به خودت میای میبینی خاکیه دستات تا ضریحش رو میبوسی میبینی خاکیه لبهات حسن جانم حسن جانم... ولی دنیا اینجور نمیمونه آخر میاد تنها منجیِ دنیا مگه شیعه بیصاحبه! میرسه آخرش مهدیِ حضرت زهرا تویی فقط اون که درد شیعه رو میکنه کم اونی که همیشه کرده کمکم آقاجون فقط تو کردی درکم بیا ای نگارا، بیا جانِ زهرام بیا درمون همه، بیا عشق فاطمه به اشک زینبت و به سرِ شاه علقمه بیا و قبر خاکیو نشونم بده این شبها قبر اون مادری رو که تو کوچه زدنش آقا العجل العجل آقا...