نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بمونه روضههام نگفته کاش به کوچه راهِ من نیفتم کاش من از یک نفر شاکیام خدا میدونه با کیام آخه شاهده کوچه و همون چادر خاکیام هر چی تو کوچه شد جلوی چشمه من شد بشکنه دستی که رو مادرم بلند شد وای مادر 3 ******** یه کوله بار غم رو دوشمه صدای سیلی توی گوشمه تو قلبم غم و غصه کاشت که رحمی به مادر نداشت همون که لگد زد به در روی چادرش پا گذاشت کشتنه محسنم از اون لگد زدن شد بشکنه دستی که رو مادرم بلند شد وای مادر 3 ******** سینهی من پُر از شراره شد قَبالهی فدک که پاره شد غرورم خدایا شکست دل آل طاها شکست دیدم جوری زد بی هوا که گوشواره در جا شکست کوچه و روضههاش حکایت حسن شد بشکنه دستی که رو مادرم بلند شد وای مادر 3 ********
هنوز نظری ثبت نشده