بلند شو علمدار رو بلند کن
مجید رضانژادپسندیدن100+
بازدید26.6K
بلند شو علمدار، علم رو بلند کن بازم پرچم این حرم رو بلند کن واسه بچههایی که چشم انتظارن میخوان مثل من سر رو شونهات بذارن واسم تکیهگاهی، به تو تکیه کردم تو از خیمه رفتی چقدر گریه کردم نبینم که داری به هق هق میافتی به من تا به امروز برادر نگفتی یه دل سیر بهم بگو برادر میخوام صدات بپیچه توی لشکر شاید فقط زینب کنه گلایه بگه چرا بهش نگفتی خواهر ای نور عین، داداش کوچیکهی حسین شهید مَقطوع الیَدِین، شهید مَقطوع الیَدِین ای باوفا، سقای دشت کربلا ***** صداتو بلند کن بفهمن که هستی هنوز زندهای و چشاتو نبستی واسه اون نگاهی که مونده به راهت امیدواره الآن دم خیمهگاهت سکینه سراغ عموشو میگیره یه شیش ماهم دارم که داره میمیره جواب ربابو چی میدی اباالفضل مگه گریههاشو ندیدی اباالفضل رباب الآن ایستاده زیر آفتاب پس پشت ابر چرا نمیره آفتاب پاشو بریم دیگه دارم میترسم جون رقیمو بگیره آفتاب برادرم تورو به جون دخترم پاشو بیا بریم حرم ای با وفا، سقای دشت کربلا ***** پاشو علمدار به این آه جانسوز به کوری چشم اونایی که امروز توی فکر خلخال، به فکر کنیزن میخوان آبروی حسینو بریزن میخوان زینبم رو بدن زجر و آزار توی شام و کوفه، توی کوچه بازار تو جمع یه عده زنای یهودی تو بزم شرابی که میرن به زودی زینب الآن دلشوره داره، عباس حق داره که طاقت نیاره، عباس گفتم بهش میبرنت اسارت بهم میگفت مگه میذاره عباس داداش، داداش، داداش، داداش شده کولت کنم اخا میبرمت داداش، داداش، داداش، داداش یا مثل اکبر رو عبا میبرمت ***** ای علمدار تورو با علم زدن قد و بالای تورو بهم زدن چهارهزار کمون به دست یکی یکی اومدن روی سرت قدم زدن سقای دشت کربلا، دلواپسم کردی یه خیمهگاه چشم انتظارن، برنمیگردی حالا که آبی نیست خودت احساسو برگردون پاشو علمدارم خودت عباسو برگردون غصه نخور عیبی نداره زده رقیه قید آبو خودم جوابشونو میدم نخور تو غصهی ربابو مردونگی کن، پاشو میدونم که بی دستی بی دست هم پاشی بازم پشت حسین هستی مردونگی کن، اینا خیلی نامردن دور و بر خیمه دارن از صبح میگردن پاشو نذار هر بی حیایی به اشک ناموسم بخنده پاشو نذار کسی بیاد و دست رقیمو ببنده پاشو علمدارم، پاشو علمدارم انقدر خجالتم نده، بازوتو هی زمین نزن بگو مدد یا فاطمه، پاشو برام علم بزن