بغل وا کن، بغل وا کن که خواهش بار میریزم
امین قدیمپسندیدن26
بازدید1.2K
(بغل وا کن، بغل وا کن که خواهش بار میریزم) ۲ ***** دیدم خوابت رو از بس غصه خوردم کربلا یه شب قبل از محرم بود مُردم کربلا خودم داشتم جنازهام رو میبردم کربلا دیدی آخر برات زائر آوردم کربلا منتظر بودم شب سوم بیاد آخ اَجل مهلت نداد از همین هر سال میترسم زیاد جای من عکسم بیاد (اربعین کرب و بلا دلت میاد من نیام عکسم بیاد) ۲ ای دلآرامم حسین، دوست دارم از تو عکسامم حسین، دوست دارم وصیتنامم حسین، دوست دارم ***** یه خونه پیش چهل نفر سوخت دراومد اشکم همین که در سوخت فرشته افتاد ز بال و پر سوخت فرشته با روسری و سر سوخت فضه تا رسید گفتم علی رو فراموش کن فاطمه سوخته آتیش چادرش رو خاموش کن داره جون میکَنه فکری به حال زخم پهلو کن ***** بی صدا بگم صورتم شکسته خوب نمیتونم بابا بگم