بعد یک عمر که با بودن تو سر کردم
حاج منصور ارضیپسندیدن22
بازدید5.5K
بعد یک عمر که با بودن تو سر کردم حال باید تک و تنها به حرم برگردم من به لبخند سرِ صبح تو عادت دارم پس نخور غصّه شبیه تو رشادت دارم سایهات را زِ سرم کاش خدا کم نکند من بمیرم اگر این عشق هلاکم نکند دشمنت از دل گودال اگر زد سنگم تو بمان خیمه خودم میروم و میجنگم آنقدر آه نکش خواهرت افتاد زمین طاقتم نیست ببینم سرت افتاد زمین خواهرم عاطفهی خواهریام را چه کنم پیرهن بافتهی مادریام را چه کنم دیدم از دور کسی چکمهی خود پا میکرد زیر حلقوم تو را شمر تماشا میکرد حاضرم رو بزنم چنگ به رویت نزنند موی خود را بکنم پنجه به مویت نزنند