بعد از تو دیگه تکیهگاهی نیست
امین قدیمپسندیدن22
بازدید1.6K
بعد از تو دیگه تکیهگاهی نیست واسه حرم پشت و پناهی نیست تنهام نذار بیا که برگردیم از علقمه تا خیمه راهی نیست میبندم هر جوری که شده زخماتو منو کُشتی نکِش روی زمین پاهاتو بیا و پشتمو خالی نکن قول میدم خودم میرم و پیدا میکنم دستاتو بمیرم من برا این سر بمیرم من برا اون دست پاشو خوشغیرت خیمه پاشو فاتحهی حرم خوندهست آه و واویلا کس و کارم رفت آه و واویلا علمدارم رفت اَدرِک اَخی گفتی و من مُردم از پیکرت سر درنیاوردم دست بریدهی تو رو دیدم چند دفعه با صورت زمین خوردم بلندشو که بریم، ببین خودم رو باختم نزن رومو زمین حالا که رو انداختم چی شد اون قد و بالای رشیدت داداش تو نیستی اون اباالفضلی که من میشناختم علمدارم گرفتارم گره افتاده تو کارم پاشو دستم به دامانت پاشو آخه من جز تو کی رو دارم؟ آه و واویلا کس و کارم رفت آه و واویلا علمدارم رفت