بسم رب العشق دارم باز خلوت میکنم
امین قدیمپسندیدن90
بازدید53.6K
بسم رب العشق دارم باز خلوت میکنم خسته از دنیا احساس کسالت میکنم من کنه آلوده ام کرده خودم فهمیده ام چشم از من برندارید زود عادت میکنم هرکجا دیدی هواستم پرت شد مرا بزن *** فاطمه من دلم ریخت خودت بگو کی زد صورت وبهم ریخت فاطمه زندگیم سوخت با هیزم اونقدر زدنت که غنچه با گلم سوخت سنی چوخ وروبلا یاتای ننه سنه قربانام یارالان ننه **** هرکجا دیدی هواسم پرت شد من را بزن خسته ام این روزها اینقدر غفلت میکنم کم اگر دور برت چرخیده ام من را ببخش سر بزیرم چونکه اظهار ندامت میکنم اشک که جاری شود زانو به زانوی توام از طریق اشکهایم با تو صحبت میکنم کل دیوار اطاق من شمایل های توست با تمام عجز های تو رفاقت میکنم (رفتنی هستم تحمل کن اذیت کردمت)۲ یک بغل واکن برایم رفع زحمت میکنم کسی نیست شبا چیزی بندازه روت هنوز خون تازه میاد از گلوت لباست رو بردن بره آبروت بی آبروشه ، لباس کهنت و میخواد کجا بپوشه هلهله میکرد پیرهنت و میبرد و باز هم گله میکرد من تاب ندارم تو تشنته من ولی آب ندارم اوضاعت بهم ریخت شمر دست تو موهات کرد و موهات بهم ریخت من بی وضو موی تورا شانه نکردم