بساط نوکریام ریخته به هم آقا
سیدرضا نریمانیپسندیدن5
بازدید100+
بساط نوکریام، ریخته بههم آقا نشسته بر دل تنگم، غبار غم آقا به زیر قول و قرارم زدم، پشیمانم به زیر بار خطا، باز خَم شدم آقا به دستهای قَلم، ناامیدمان نکنی به سطرهای گناهان، بکش قلم آقا همین که روزیِ تو میرسد، خدا را شکر چه فرق میکند، اصلاً زیاد و کم آقا به زور و زَر نروم، از درون خانهی تو چه صد قدم بکشانی، چِه یک قدم آقا نریز آبرویم را، به آبروی حسین کسی سراغ ندارم، به تو قسم آقا دعا بکن برسم اربعین، به خیمهی تو به دوری از تو شدم باز متّهم، آقا مریض آمدم اما، شفا نمیخواهم فقط ببر مرا گوشهی حرم، آقا برای روز ظهورت، در انتقام حسین حساب کن روی خونم، ولیدَم آقا حرم شلوغ شد و وقت غارت خِیمه گرفته حرمله در دست خود عَلَم آقا تو جلودار منی، شی جلودار شد تو کسو کار منی نمانده بعد عمو، بر سر زنی معجر نمانده زینب مظلومه محترم، آقا نماز شام غریبان، اِقامه میشد با لباس پاره و پاهای پُر ورم آقا