بساط نوکریام ریخته بههم آقا
سیدرضا نریمانیپسندیدن9
بازدید700+
بساط نوکریام ریخته بههم آقا نشسته بر دل تنگم غبار غم آقا به زیر قول و قرارم زدم، پشیمانم به زیر بار خطا باز خَم شدم آقا به دستهای قلم ناامیدمان نکنی به سطرهای گناهان بکش قلم آقا همین که روزیِ تو میرسد، خدا را شکر چه فرق میکند اصلاً زیاد و کم آقا به زور و زَر نروم از درون خانهی تو چه صد قدم بکشانی، چه یک قدم آقا نریز آبرویم را به آبروی حسین کسی سراغ ندارم به تو قسم آقا دعا بکن برسم اربعین به خیمهی تو به دوری از تو شدم باز متّهم آقا مریض آمدم امّا شفا نمیخواهم فقط ببر مرا گوشهی حرم آقا برای روز ظهورت در انتقام حسین حساب کن روی خودم، و نیتم آقا حرم شلوغ شد و وقت غارت خیمه گرفته حرمله در دست خود عَلَم آقا نمانده بعد عمو بر سر زنی معجر نمانده زینب مظلومه محترم آقا ****** خبر آن نیست که اموال به غارت رفته خبر آن است که زینب به اسارت رفته کاش زینب که به کوفه برسد شب باشد سر سقّا بغل محمل زینب باشد دخترانت همه با خون جگری سر کردند گرهی معجرشان را دو برابر کردند