نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

برنیامد از تمنایِ لبت كامم هنوز بر امیدِ جامِ لَعلَت، دُردی آشامم هنوز ساقیا، یك جرعهای زان آبِ آتشگون كه من در میانِ پختگانِ عشقِ تو، خامم هنوز در ازل داده است ما را ساقیِ لَعلِ لبت جرعهیِ جامی، كه من مدهوشِ آن جامم هنوز اَمیری حُسِین وَ نِعمَالاَمیر ... حسین، حسین ... دو نگاهی كه كردیام همه عمر نرود تا قیامت از یادم نِگَهِ اولین كه دل بُردی نِگَهِ آخرین كه جان دادم
هنوز نظری ثبت نشده