بریده حنجر من علی اصغر من
ابوالفضل بختیاریپسندیدن8
بازدید5.3K
(بریده حنجر من علی اصغر من) (روشنتر از خورشید و ماه این نور اباعبدالله تو روضه کربلا معلومه راه رو بشناسیم از بیراهه)2 بیراهه یعنی دور از یارم بیعشقت بینفست بیمارم الحمدالله تو قلبم حسین بن علی رو دارم یااباعبدالله قلب من تسلیمت با تو میشم بیمه آقا یااباعبدالله شب و روز من با کربلا تنظیمه آقا یااباعبدالله کربلا مستیمه بهترین اقلیمه آقا (ای حسین جانم) وقتی که رو به پرچم کردم اسمت رو دیدم سر خم کردم پرچمت رو وقتی بوسیدم عمر دل تنگیم رو کم کردم این عشقه که چشمام تر میشه خوب و بد اسمم نوکر میشه با فکرت حالم خوبه اما با ذکرت حالم بهتر میشه یااباعبدالله اسم تو شیرینه به دلم میشینه آقا یااباعبدالله سینه من حب تو دلم رو دادم به تو آقا یااباعبدالله ضریح شش گوشه بهترین آغوشه آقا (ای حسین جانم) (تشنه جون میدی پیش دریا آب مظلوم من)2 زیر نور مستقیم آفتاب مظلوم من خون از تو رفته چشمات نیمه باز مظلوم من زخمهات رو میبندم با چادر نماز مظلوم من آی روزگار من تنت افتاده زخمی کنار من (آی روزگار من بی سر من ای نیزه سوار من)2 (توی آغوشش جمعت کرده جبرئیل ای وای من)2 داره گودال رو میگرده جبرئیل ای وای من زینب اما تنت رو گم کرده حسین مظلوم من پیرهنت دست به دست میگرده حسین مظلوم من آی روبهرو تو گریه میکنم همهاش به گلوی تو آی من دعا کردم گذر نیزه نیفته به موی تو ریان بن شبیب جد ما رو غریب گیر آوردن (ریان بن شبیب آب رو واسه حبیب دیر آوردن)2 تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد سر رو بریدن ولی دیر شد حسین پیر شد ریان بن شبیب ذکر امن یجیب میگفت زینب (ریان بن شبیب رفته شیب الخضیب زیر مرکب)2 بلا سر زینب آوردن سر و بردن سر و بردن بچه یتیمها کتک خوردن سر و بردن سر و بردن زنها توی بیکسی مردن سر و بردن سر و بردن ریان بن شبیب میومد بوی سیب از تو صحرا (ریان بن شیب یک عده نانجیب کردن بلوا)2 به عمه زینب جسارت شد جنایت شد جنایت شد چادرها وقتی که غارت شد جنایت شد جنایت شد