بریدم و خمیدم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن50
بازدید7K
بریدم و خمیدم و بدون پیراهن تو رو کشیدن و به خاک و خون تپیدم و چادرمو روی تنت کشیدم و خیمه رو تا گودال همش دویدم، بریدم نیزه رو بیرون از تنت کشیدم، بریدم مظلوم مظلوم مظلوم ای حسین جان نشستم و شکستم و نگاه بکن نیزه بریده دستمو ببین حسین که خستهم و موند تو دلم زخم تو رو نبستم و مظلوم حسین، مظلوم حسین، مظلوم ای حسین جان امون امون تَوون نمود بریده بود رگ بریده جونم و باغ پر از خزونم و فاضلة الرشیدهی کبودم و وای حسین وای حسین