برگشتی از حج واجب
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن23
بازدید11.6K
برگشتی از حج واجبو رفتی سوی دِیر راهبو دق دادی ام المصائبو، وای حسین پنجه رو رمل صحرا زدی تشنه دلو به دریا زدی پیش زینب دست و پا زدی، وای حسین حجکم مقبول، سعیکم مشکور میزدن با سنگها به سرت از دور رخت احرامت خاک این صحراست حاجی زینب رو سر تو دعواست ای حسین جانم، ای حسین جانم ***** قتلگات دریای خون شده پیکرت نیزه بارون شده موهای تو پریشون شده، وای حسین عطر تنت از صحرا میاد دشمنت سمت زنها میاد صدای آه زهرا میاد، وای حسین چی سرت اومد همهی هستم جلوی چشمانم رفتی از دستم صحبت نعل تازه میکردن پیرهن کهنتو اندازه میکردن ای حسین جانم، ای حسین جانم ***** از خیمهگاه با سر اومدم تا قتلگاه مضطر اومدم اصلا جای مادر اومدم، وای حسین بند قلبم پاره شد حسین زینبت بیچاره شد حسین تو صحرا آواره شد حسین، وای حسین غصههای تو قدمو خم کرد ضربهی آخرشون قبض روح کرد پیرهن کهنهات ماجرایی داشت کاش تن تو واسهی بوسه جایی داشت ای حسین جانم، ای حسین جانم