نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

برگرد، امیدِ خیمهها بی تو، بگو برَم کجا پاشو این بارِ آخرم تا من بی تو نَرَم حرم من که گفتم اگه بری پاشیده میشه لشکرم سقای من... مشکت، امیدِ آخرِ لبهای خشکِ اصغره میسوزه تو غمت حرم چشمش به راهه دخترم باید تنها رهات کنم اصلاً نمیشه باورم سقای من... ببین حرم بی تو تنهاست، بازم میخوای بمونی؟ با رفتنت داری آتیش، به خیمه میکشونی اونا هنوز امید دارن، خودت رو میرسونی ((برگرد، امیدِ خیمهها) ۲ بی تو، بگو برَم کجا) ۲ *** باشه برو تو هم نمون ای ماهِ غرقِ خاک و خون خیلی بیتابِ رفتنی تو یارِ آخرِ منی پاشو بازم صدام بزن کاش این سکوتو بشکنی سقای من... بی تو تنها و بیسپاه میافتم توی قتلگاه پیش چشمای خواهرم از تن جدا میشه سرم من که گفتم اگه بری پاشیده میشه لشکرم سقای من... پاشو علمدارم برگرد، علم روی زمینه نذار غمِ عالم روی، دلِ حسین بشینه نذار سرم رو رو نیزه، دخترکم ببینه (برگرد، امیدِ خیمهها بی تو، بگو برَم کجا) ۲
هنوز نظری ثبت نشده