برگرد آقا تا قبل از اینکه دیر شه
محمدحسین حدادیانپسندیدن18
بازدید1.3K
برگرد آقا تا قبل از اینکه دیر شه از این میترسه مسلم، که زینبت اسیر شه (اکبر بیاور با خودت دختر نیاور) آزاد گشت آب ولی صد هزار حیف شد شیر دار مادر و بی شیرخواره بود یک خیمه نیم سوخته شد جای صد اسیر چیزی که ره نداشت در آن خیمه چاره بود (در زیر پای اسب، دو کودک ز دست رفت) (هست مرا بگیر ولی گریه را نگیر)