برو، فدایِ آهت
حسین طاهریپسندیدن16
بازدید4.1K
برو، فدایِ آهت نَعرههایِ گَه، گاهت برو به قلبِ لشگر دستِ علی، همراهت علمدارِ پهلوانم ای اُمیدِ کودکانم لحظۀ جنگیدنِ تو فاطمه گوید، که جانم شیرِ غُرّان، اباالفضل امیرِ میدان، اباالفضل صاحب طوفان، اباالفضل (شیرِ کربلا، اباالفضل)6 *** بزن به لشگر، ناگاه شبیهِ حیدر، ناگاه که شِش جهت با یک نظر برو بزن سَر ناگاه ای ستونِ خیمه، گاهم علمدار و سَرپناهم چشمِ حسود از قدت دور یک تنه هستی سپاهم دلیرِ پیکار، اباالفضل ساقی و سَردار، اباالفضل میرِ علمدار، اباالفضل (شیرِ کربلا، اباالفضل)6 *** زد به لشگر، پسرِ حیدر زد به لشگر، شیرِ دلاور زد به لشگر، حیدرِ دیگر غوغا شده در میدان بس که میدهد، جولان با هر ضربۀ تیغش فاطمه میگوید، جان شیرِ غُرّان، اباالفضل امیرِ میدان، اباالفضل صاحب طوفان، اباالفضل (شیرِ کربلا، اباالفضل)6