نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

برهم نزن نماز مرا بی هوا نزن حالا که میزنی، جلوی آشنا نزن سجاده و عبای مرا میکشی بکش اما لگد به تربت کربوبلا نزن در خانه بس نبود غرورم شکسته شد حداقل مقابل همسایهها نزن (مسموم وا اماما، غریب وا اماما) با تازیانهات به سر و صورتم بزن حرفی فقط به حضرت خیرالنساء نزن بالای مرکبی و خجالت نمیکشی پیچیده پای من چه کنم بیحیا نزن موی سفید دارم و شیخ الائمهام هر طور میزنی بزنم با عصا نزن (مسموم وا اماما، غریب وا اماما)
هنوز نظری ثبت نشده