نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دردهایم را اگر با تو بگویم بیشتر لحظه، لحظه میشود بغض گلویم بیشتر پشت پرچین نگاهت چین پیشانی من خوب معلوم است دقت کن به رویم بیشتر ماندهام آیینهی از چند جا افتاده ام تکههایت را کجا بجویم بیشتر با تو بودن خاطره، روی تو دیدن آرزوست خاطراتم مُرد اما آرزویم بیشتر خوب شد مسجد نمیآیی ببینی قاتلت تازگیها مینشیند روبرویم بیشتر زیر نور ماه میفهمم که پهلوی تو را از تمام عضوها باید بشویم بیشتر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد