برای بچه ها نان پخته ام حالا به جای تو
میثم مطیعیپسندیدن14
بازدید500+
برای بچهها نان پختهام حالا به جای تو و خرما چیدهام از نخل ها در عزای تو تو اینجا نیستی اما نگاهت هست آهت هست صدای کیست در این خانه میپیچد صدای تو همسایه ها به مجلس ختمت نیامدند من بودم و همین دو سه تا بچه های تو ای جوان ننه یارالی ننه هنوز انگار اینجایی و داری شعر میخوانی که می خوابند شب ها، کودکان با لای لای تو تمام شهر را آباد کردی با دعا هایت و حالا شهر دیگر نیست محتاج دعای تو نمیخواهند باران مهمان شهرشان باشد کسی این جا نمیخواهد مرا غیر از خدای تو سلامم را جوابی نیست سر ها در گریبان است غریب افتاده در دنیای مردم، آشنای تو تو رفتی، آن همه لبخند را هم با خودت بردی که هر شب اشک میریزم به یاد خنده های تو بیا از من طلب کن آن اناری را که دنبالش تمام شهر را گشتم برای تو چگونه مجلس ختم تو را بر پا کنم تو پایانی نداری ای شهادت ابتدای تو