برات مُردم من از بالای بام با سر زمین خوردم
امین قدیمپسندیدن42
بازدید6.6K
برات مُردم من از بالای بام با سر زمین خوردم تا افتادم، رو خاک افتادنت رو یادم آوردم گرفتارم، به تو اندازه یک شهر بدهکارم گرفتارم، تماشایی ترین مذبوح بازارم تو رو غریبتر از علی تو کوفه گیر آوردن سرت رو از همین حالا به نیزهها سپردن غریب اینجا منم سر جدا شده از بدن ولی با این وجود دست نخورده به پیرهنم من با خونم دارم از کناره صدات میزنم حسین ... وای ...