نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بذاربگن با لبایِ خندون اونقده غریب شده بچه فرستاده به میدون داداش تو طعم دردو چشیدی بذاربچه هام برن تو داغِ اکبرت رو دیدی وااای می دونم بی قراری رو دلت مونده عزیزم زخم کاری نتونستی اکبرو خیمه بیاری بچه هام فدای تو تو غصه داری بچه هام فدات تو فقط غصه نخور این بچه هام فدایِ بچه هات بچه هام فدات من بمیرم نبینم نشسته بغضی تویِ صدات تکیه گاه من بیرون از خیمه نیومدم خجالت نکشی ای پناه من تکیه گاه من تو مگه ذره ای غم می بینی آخه تو نگاه من تکیه گاه من ای برادرم ای برادرم حسین جان فکر نکنی که زینب بریده تازه افتخارشه که مادر دو تا شهیده هرچی که دارم به پات میریزم تا یه موقع خم به ابروهای تو نیاد عزیزم وای نشه چشم تو گریون من خودم چادر کمر میرم به میدون نبینم زانو بغل کردی نشستی تو بیابون چشم تو گریونه بخدا حسین بچه آوردم به دنیا که بشن برات فدا حسین بخدا حسین می میرم اگه ببینم که سرت شده جدا حسین بخدا حسین ای کس و کارم الهی نبینم اون روزو که میشه شمر جلودارم ای کس و کارم نمیدونی ازت جدا بشم دیگه طاقت نمیارم ای کس و کارم ای برادرم ای برادرم حسین جان
هنوز نظری ثبت نشده