نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بدون واهمه، اَبناء الفاطمه(۲) رجز خوون میزنن تو قلب یک سپاه شاگرد اکبرن، هاشمی صفدرن، روزگار عدو رو میکنن سیاه (ماشاءالله به ضربههای حیدری ماشاءالله سالم نمونده پیکری ماشاءالله به این تبّار جعفری)۲ اینها شیر نر عبداللهاند نذری خواهر ثاراللهاند۲ (اَمیري حسين و نِعم الأمیر...) غوغایی شد به پا، دوره شدن خدا، بی حال و زخمی افتادن میون خون پیچیده بوی سیب، گیر افتادن غریب، میگن دایی بیا برس به دادمون دایی حسین رو خاک داغ این کویر دایی حسین موندیم زیر بارون تیر دایی حسین توو نیزهها شدیم اسیر (روی دست حسین میدادن جون۲ نیومد زینب از خیمه بیرون۲)۲ حسین وای، حسین وای
هنوز نظری ثبت نشده