نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بدجور دل شکستهای و گریه میکنی از اشک چهره شستهای و گریه میکنی بگذار تا عبای تو را ما تکان دهیم بر خاکها نشستهای و گریه میکنی امشب به صبح امر بفرما طلوع مکن امشب عجیب خستهای و گریه میکنی (یابن الحسن، یابن الحسن)۲ خون جگر برای شما قوت شب شده با ناله عهد بستهای و گریه میکنی هیئت تمام شد، همه رفتند و تو هنوز یک گوشهای نشستهای و گریه میکنی آبی بزن به صورت مادر ز دست رفت چون مادرت شکستهای و گریه میکنی یابن الحسن، یابن الحسن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد