نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

بخواب مادر حرم در اضطرابه عزیزم خوشگلم حالم خرابه زبونت رو نکش دور دهانت اینا آب نیست اشک ربابه خجالت میکشم از روی ماهت فدای روضه های تو نگاهت دیگه وقته نبردِ پهلوونم برو مادر خدا پشت و پناهت حرفامو باید چشمای ترش بگه نزارید از غم اصغرش بگه دو قدم میره میاد پشیمونه مونده حالا چی به مادرش بگه
هنوز نظری ثبت نشده