بخواب ای امیدم، بخواب ای عزیزم
سیدمهدی میردامادپسندیدن5
بازدید3.1K
لالالالا بخواب ای امیدم، بخواب ای عزیزم روی صورت تو چی جور خاک بریزم حالا که شد یه گهواره خالی، یه قنداقه خونی دعام اینه زیر، سمِ اسب نمونی سر تو مادر به مو بنده هنوز رو لبهات یه لبخنده جلوی چشمای من بابا چشای نازت رو میبنده *** لالالالا گلِ پونۀ من، تبِ خونۀ من بذار باز سرت رو روی شونۀ من رازی بودم یه کم دیر بخوابی، ولی سیر بخوابی نه اینکه عزیزم، با این تیر بخوابی ***