ببین پیر بابا تو رو، جون لیلا
علی کرمیپسندیدن8
بازدید300+
ببین پیر بابا تو رو، جون لیلا پاشو اذون بگو عزیزم برا بار آخر، شبیه پیغمبر پاشو اذون بگو عزیزم دست و پا میزدی روی زانوم میاومد شبیه پیکر تو، ولدی پسرم، پسرم بگو پیکر تو چهجوری ببرم میون جمعیت، عبامو گم کردم سوار ذوالجناح شدم ولی، رکابو گم کردم پدر آمد به یاریاش برود من بمیرم رکاب را گم کرد میون جمعیت، عبامو گم کردم سوار ذوالجناح شدم ولی، رکابو گم کردم خودم رو درگیرِ، درد و غمت کردم دونه به دونه از رو خاک، تو رو جمعت کردم چند عضوی ز تو را عمه نشانم داد پا نکش به زمین برنمیکشی آه یک نفس بکش ای آرزو و دلخوشیام با عبا شده جمع، پارههای تنت نامرتب علیجان چرا شده بدنت پیداست از دهان پر از خون و خاک تو با چکمهپوش غائله کردی مشاجره بدنو میچیدم به اشک و آه هر بار بم خندیدن به اشک و آه