نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حسین ستوده - ببین انگشت نمای کل این شهرم

ببین انگشت نمای کل این شهرم

[ حسین ستوده ]
  • 1000+
  • 36
ببین انگشت‌نمای کل این شهرم
تو از وقتی که رفتی با همه قهرم

نمی‌دونی چرا احساسم‌و کُشتن؟
نپرس از من، بپرس از موی کم‌پشتم

همه‌اش زیر سرِ زجره
دوتا گوشواره‌‌ام الان توی گوش دخترِ زجره
شاید زجرو نمی‌شناسی
همون که دستش از دست همه سنگین‌تره

دست و پام سرده اما تنم داغه
از همون شب که افتادم از ناقه
هر دوتا بازوم زخمیِ شلاقه
اینم از زجره، زجرِ بداخلاقه

سر شب شد دوتامون خسته‌ایم انگار
تو از کاخ اومدی اینجا، من از بازار

نگو شیرین‌زبونی کن، نمی‌تونم
با سر خوردم زمین، افتاده دندونم

لبم خیلی وَرَم کرده
همین دردی که افتاده به جونم لاغرم کرده
نمی‌تونم بگم بابا
به بابا گفتنم خندیده خولی، مسخره‌ام کرده

از سرم خولی دست برنمی‌داره
کَنده موهام‌و بازم طلبکاره
چی بگم بابا خب مردم‌آزاره
برد من و بازار با چادر پاره

***

بابای به‌هم ریخته
لب‌های به‌هم ریخته
بی‌چاره‌ترم کرده
موهای به‌هم ریخته

مهمونِ به‌هم ریخته
پریشونِ به‌هم ریخته
روضه‌‌م شده لب‌ها و
دندونِ به‌هم ریخته

منم، آتیش موهام‌و سوزونده
مگه صورت برام مونده‌؟

گشنمه، مشت و لگد خوردم
خوردم، خوردم
جلوی زجرو بگیرمُردم
مُردم، مُردم

نگاه کن که سوخته این دامن
دامن دامن
صدا زد می‌کُشمش با من
با من، با من

زجر می‌زد به سرم لطمه
لطمه، لطمه
شمر می‌زد با نوک چکمه
چکمه، چکمه

گودالِ به‌هم ریخته
احوالِ به‌هم ریخته
ذوالجناحِ تو برگشت
با یالِ به‌هم ریخته

دلبرِ به‌هم ریخته 
حنجرِ به‌هم ریخته 
بازارو به‌هم ریخته 
با سرِ به‌هم ریخته 

نگم، که بعد از منبر عمه
دیدم خواب سرِ عمه

می‌دادن ما رو نشون غم بود
غم بود، غم بود
مجلس شراب‌شون کم بود
کم بود، کم بود

عمه فریاد می‌زد عباس
عباس، عباس
بزن تُو دهن این رقاص
رقاص، رقاص

بغل جسمت ساز و آوازه 
نگران کشته شدی که چشات بازه

آخ ببین حرمله دنبال منه
دنبال منه، دنبال منه
اینم از بختم و اقبال منه
دنبال منه، دنبال منه

نمیدم پیرهنت‌و مال منه
مال منه، مال منه
واسه داداشمه اموال منه
اموالِ منه، اموالِ منه

***

یکی ته گودال لباست‌و پرت کرد
شلوغیِ خیمه حواست‌و پرت کرد
 
عذاب کردنت، منعِ آب کردنت 
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت 

به خونِ گلو خضاب کردنت 
شبیه گندم رِی آسیاب کردنت 

تمومه حسین، روبه‌رومه حسین
خودت بگو که پیکرت کدومه حسین 

حسین وای، وای وای وای...

***

زیر و روت کردن، هی پنجه تویِ موت کردن 
تا که آب خواستی، سرنیزه تو گلوت فرو کردن 

چی بگم داداش، آی دردت به سرم داداش 
خنجرش کُنده، رگ‌هات ریخته به‌هم داداش 

وای زینب، وای زینب...

***

به تنت خطّ عمیق کشیدن
روی زخمای تو تیغ کشیدن
چه خبر شده میون خیمه
دخترای خیمه جیغ کشیدن 

کی جلو روش‌و گرفت؟
وای رقیّه‌ست حرمله موش‌و گرفت

***

دختر عزیزه 
نمی‌دونی چقدر واسه بابا زبون می‌ریزه
دختر شیرینه
بابا تا می‌رسه میاد روی زانوش می‌شینه

دخترا بابایی‌ان
با امیدِ دیدنش روزا رو شب می‌کنن
دخترا بابایی‌ان
دو سه روز اگه بابا نباشه تب می‌کنن

آه یا رقیه
دخترِ تنهای بی‌بابا رقیه
گم شده شب تو بیابونا رقیه
مونده تنها زیر دست و پا رقیه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل