با گریه دستم را به ساغر میرسانی
حیدر خمسهپسندیدن2
بازدید11K
با گریه دستم را به ساغر میرسانی ایّامِ هجران را به آخر میرسانی بیزارم از آن سفره که تو دورش نباشی رزقِ مرا در روضه بهتر میرسانی وقتی که خانه، خانهی جدِّ تو باشد شخصاً گدا را تا دَمِ دَر میرسانی قطعاً تو در ششگوشه سرگرمِ طوافی کِی این زیارت را به نوکر میرسانی؟ عمریست صبح و عصر گریانِ حسینی اینگونه بر ارباب لشکر میرسانی