با نگاه تو هیئتی شدم قیمه خوردم و قیمتی شدم اسمت اومد و غیرتی شدم، حسین کریمی اونقَدَر که نمیشه از تو کم خواست دیدم رفیقم میره کربلا، منم دلم خواست رُو نگردونی از من (یه کربلا لطفاً) ٢
پس از بررسی نمایش داده میشود
هنوز نظری ثبت نشده