با غم بی پایانت علی تنها شد
میثم مطیعیپسندیدن4
بازدید1.4K
با غم بی پایانت، علی تنها شد با نگاه طفلانت، علی تنها شد تو را چنین خونین بال و پر شکسته دل خون جگر سپردم دست پدر تو رفتی و در و دیوار، پس از تو روضه خوان توست که رد خون کنار در، نشان توست خدا نگهدار تو شدم عزادار تو شدم پریشان ماتمت ***