با صد جلالت و شرف و عزّت و وقار
امیر کرمانشاهیپسندیدن22
بازدید5K
با صد جلالت و شرف و عزّت و وقار آمد به دشت ماریه ناموس کردگار فرشِ زمین به عرش مباهات میکند گر روی خاک پای گذارد مَلکسوار چه ناقهای چه ناقهنشینی چه مَحملی مریم رکابگیر و خدیجهست پردهدار حتی حسین تکیه بر این شانه میزند خلقت زنی ندیده به اینگونه استوار بیش از همه خدای مباهات میکند که شاهکار خلقت او کرد شاهکار تا هست مستدام، حسین است مستدام تا هست پایدار، حسین است پایدار کوهی اگر مقابل او قد عَلم کند مانند کاه میشود و میرود کنار آنگونه که علی به نجف اعتبار داد زینب به دشت کربُبلا داد اعتبار