با سينه ی شكسته علي را صدا مكن
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید1.2K
با سينه ی شكسته علي را صدا مكن اين گونه پيش من كفنت را سوا مكن هفتاد و پنج روز ز من رو گرفتهاي امروز بيا واز اين كارها مكن من رو زدم تو خنده به تابوت ميكني اين گونه با دلي كه شكسته است تا مكن پيراهن اضافه نداري عوض كني پس بر لباس خوني خود اعتنا مكن از اين طرف به آن طرف خانه پيش من پيراهن حسين مرا جابهجا مكن من بيشتر به فكر توام درد ميكشي پس زودتر برو، برو فكر مرا مكن